تبليغاتX
عشق بی صدا


عشق بی صدا

تنهای تنها

 

نوشته شده در دوشنبه 1387/08/20ساعت توسط rana| |

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/08/14ساعت توسط rana| |

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودم......

تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست

تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام

تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست

تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست

تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند

 

اما از روزي که صدای تو را شنیدم:

 ازتنهائي بيزارم چون تنهائي ياد آور لحظات تلخ بي تو مردنم  است...........

از تنهايئ بيزارم زيرا فضاي غم گرفته سكوتم تورا فرياد ميزند......

از تنهائي بيزارم چون به تو وابسته ام..........................

ازتنهائي بيزارم چون با تو بودن راتجربه کرده ام...........

از تنهائي بيزارم چون خداوندهيچ انساني را تنها نيافريد......

از تنهائي بيزارم چون خداوند تو رابرايم فرستاد تا تنها نباشم...........

از تنهائي بيزارم زيرا هر وقت تنهائي گريه كنم دستهاي مهربانت رابراي پاک كردن اشكهايم كم مي آورم.......

از تنهائي بيزارم چون شيرين ترين لحظاتم باتوبودن است......

ازتنهائي بيزارم چون مرداب مرده تنم با آفتاب نگاه تو جان ميگيرد......

ازتنهائي بيزارم چون کوير خشک لبانم عطش باران محبت از لبانت رادارد..........

از تنهائي بيزارم چون هنوز به قداست شانه هايت ايمان دارم.....

ازتنهائي بيزارم چون تمام واژه هاي شعرم باتو بودن را فرياد ميزند.....

ازتنهائي بيزارم چون هيچگاه تنهائي را درک نکردم هميشه وهمه جا درهم حال حضورت را در قلبم حس کردم.....

پس بگذار با تو باشم......

عاشقانه در آغوش پر مهر تو بميرم.......

تا هميشه ماندگار باشم...............

                                  تنهام نذار....

نوشته شده در سه شنبه 1387/05/08ساعت توسط rana| |

 

ای منتظر غمگین مشو خوش روزگاری می رسد


یا درد غم طی می شود یا گلجانی  می رسد


ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل پیشه کن


این کشتی طوفان زده آخر کناری می رسد

                      تقدیم به زیباترین عشق زیبا گلجان

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/03ساعت توسط rana| |

پری کوچک غمگین

 

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/03ساعت توسط rana| |

نوشته شده در شنبه 1387/04/01ساعت توسط rana| |

بوس مخفي

نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/30ساعت توسط rana| |

تفاوتهاي خون و اشک

 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه .

 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد.

 3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه.دست های خسته ای من به دونبال تو

 4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه.

 5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه.

6.جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه!

7.از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضي ها از اينکه اشک

 بريزن خجالت ميکشن

اگر ابر بودي به انتظار اشکت مي نشستم،

 اگر مهر بودي در پرتو ات خود را گرم مي کردم،

 اگر باد بودي چون برگ خزان خود را بدستت مي سپردم،

اگر خدا بودي به تو ايمان مي آوردم تا بداني دوستت دارم

نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/30ساعت توسط rana| |


Design By : Night Skin